تبلیغات
دیوار سفیـد - معشوقه






دیوار سفیـد

سمت مرا از « آب » بپرسیـــد... دریا همیشه منتظر عاشقانه هاست.

معشوقه ی خواجه ای بوده ام شاید

روزگاری

در بلخ یا قونیه

و یا تمام دلخوشی تاجری در ونیز ... سوز صدای خنیاگر پیری بوده ام

در بزم پادشاهان جوان

و یا تمام رویای یک سرباز رومی

در چکاچک شمشیرها ی جنگ

به گمانم

بازرگانی

از همه ی بندر ها و خلیج ها و بار اندازها

عبورم داده در سینه اش زمانی

به گمانم

چوپانی

برای همه ی بره های معصومش

در دره های دور

یادم را نی زده روزی ... شک دارم

مر ا تنها تو زاده باشی مادر

معشوق مرا روزی

راهزنان به غارت برده اند

معشوق مرا

روزی

، دریایی در خود غرق کرده است

معشوق مرا

روزی

چکاچک شمشیر ها ..

. با آخرین

مکتوب عاشقانه ی من در جیبش ... بی گمان یک بار سر زا رفته ام

بی گمان یک بار گرگی مرا دریده است

بی گمان یکبار به رودخانه پرتاب شده ام

بی گمان یکباردر زمین لرزه ای ...

با اولین نطفه ی یک انسان در تنم

یقین که

اینهمه دلتنگی نمی تواند

تنها مال همین عصر باشد

#رویا_شاه_حسین_زاده

***

پ.ن: نه که این همه دلتنگ باشم نه، بخواهم رو راست باشم باید بگویم در حال حاضر شاید اندازه ی سر سوزن، ته دلم احساس دلتنگی کنم، ولی در هر حال، عاشق این شعر و فضاشم...!



[ شنبه 11 شهریور 1396 ] [ 03:02 ب.ظ ] [ unique ... ] نظرات



      قالب ساز آنلاین