تبلیغات
دیوار سفیـد - خاطره نویسی






دیوار سفیـد

سمت مرا از « آب » بپرسیـــد... دریا همیشه منتظر عاشقانه هاست.

شروع کردم به خاطره نویسی
هرشب بخش های مهم روزم، حس ها و حال هوام را برش می دهم و برای خودم می نویسم که یادم بماند که بر من چه گذشت. من آدم فراموشکاری ام. بعضی حس ها باید ثبت و ضبط شوند. بعضی حرف ها نیز هم ... و بعضی رفتار ها.... بعضی چیز ها هم باید عین داغ پشت دست باید توی چشمت بزنند تا یادت بماند... و البته که منِ خاطره باز از بازخوانی خاطرات چنان لذتی می برم که وقتی در بطن ماجرا هستم، نمی برم. [ از مصداق های فراموشی بخواهم مثالی بیاروم همین بس که من از اشعار و ابیات 4 تا کلمه اش در خاطرم می ماند ولا عیز... به همین دلیل در اینجا که خواستم برایتان شعری بیاورم که این قضیه را برایتان لطیف تر بگویم، به نتیجه ای نرسیدم که نرسیدم :/]
برش های دیشب را برایتان می نویسم:

برش اول

در شب كوچك من
دلهره ی ویرانیست...!
گوش كن؛
وزش ظلمت را میشنوی...؟
#فروغ_فرخزاد

برش دوم:

هایلایت می کنم

Where were you when I needed you?
Tell me, where were you when I needed you?

[Chorus: JoJo]
Fake-ass bitches
When they smile in your face, but behind you, it ain't well wishes
When they eatin' all the food off your plate and they don't do dishes
When they words and they actions blur and they don't know different
No time for these fake-ass bitches

فیک اس بیچز


برش سوم:
دوست ب اینها می گویند... حالت را از هزار کیلومتری خوب می کنند
برش چهارم:
خب صریحا میگم اشتباه کردم پرسیدم...نباید خودم را کوچیک می کردم...همان عینک نصفه و نیمه ام را باید میزدنم تا مرز های رابطه را میدیدم
می دیدم من ان طرف مرز های صمیمیت ایستاده ام..

برای امشب هنوز به سرانجام نرسیده.... ولی خب نصفه و نیمه و تیتر وارش می شود:
برش اول
امروز یاد گرفتم چطور خون بگیرم. یک حس شور و شوق خاصی بود. انگار که دکتر شدم. راستی این چندمین قدم است برای دکی شدن؟ نمی دانم ولی مطمئنم تعداد قدم هایم به دو رقمی نرسیده...یک روز سر فرصت تیتر می کنم.

برش جا مانده (از لحاظ زمانی به اینجا تعلق دارد):
موز دانه ای 1500....واقعا؟
برش دوم
رفتم برای خودم به تنهایی قدم بزنم... به یاد قدیم... سنگفرش های طوسی و صورتی چرک... مغازه ی گل فروشی..فرش فروشی... آن پرده فروشی با پرده های خوشگلش... لباس فروشی با لباس های زشتش.... قدم زدم... باران گرفت... چتر نداشتم و خیس شدم ولی لذت برم و سنتور گوش دادم....

برش سوم:
جاده داره فریاد میزنه بیاااااااااا

برش چهارم:
خانم ط ... اهنگ سنتی گوش دادنش... و تماس های پی در پی... که دختر خانمتان امد؟

برش پنجم:
دیوار سفید.... یار قدیمی من!










[ چهارشنبه 12 آبان 1395 ] [ 08:14 ب.ظ ] [ unique ... ] نظرات



      قالب ساز آنلاین