تبلیغات
دیوار سفیـد - عاشقانه های ساده ی نیمه شبی






دیوار سفیـد

سمت مرا از « آب » بپرسیـــد... دریا همیشه منتظر عاشقانه هاست.

موزیک شب: نگارا... نگارا... مرو از برم...
به فصل شکفن، مکن پر پرم...
همه هستی من ز عشق تو سوخت...
مزن تیشه بر پیکرم....*

خیلی وقت ها همه چیز واضح جلوی روی آدم ست ولی انگار یک پرده ای جلوی روی چشم ها را می گیرد که نمی توانی ورای آن پرده را ببینی... همین الان حس کردم پرده ی کوری از جلوی چشمم کنار رفت... و حس خوشبختی پشت پرده را با چشم دل دیدم... دوستی می گفت: خوشبختی هدف نیست که بهش برسی و بعد  همه جا نورانی بشود... خوشبختی حس است... و حس لحظه ایست...
. من دقیقا در همین لحظه حس خوشبختی دارم... از دیدن عکس چیزهایی که دوست دارم... سناریو سازی ازشان .... حرف زدن درمورد آن ها با شما... شمایی که نمی دانم این جا را می خوانید یا نه... چند شب پیش دیدن حوض ها و ماهی ها... امشب گل ها و گلدان ها... و گوش دادن به موزیک... وبلاگ خوانی... حس خوب به راحتی میان تک تک سلول هام نشر کرد... (انتشار ساده... بدون صرف انرژی)

نتایج وب گردی و عشق بازی امشب:


 «لحظات را طی کردم تا به خوشبختی برسم اما وقتی رسیدم فهمیدم خوشبختی همان لحظات بود »



مواظب گلدان شمعدانی ها باش آنها بی تقصیرند ...*


* من با همین چیزهای کوچک و ساده شاد می شوم... همچین دختر خوبی ام من!
* سالار عقیلی... نگارا
* مریم جاوید


*بی تو...
بی شب افروزی ماندنت...
بی تب تند پیراهنت...
شک نکن، من که هیچ، آسمانم زمین می خورد...
«چارتار»



طبقه بندی: روزنگار، هجویات، خاطرات دیمی، 
برچسب ها:عاشقانه ها، چارتار، عقیلی، نگارا،  
[ سه شنبه 26 آبان 1394 ] [ 12:25 ق.ظ ] [ unique ... ] نظرات



      قالب ساز آنلاین